وقتی گنبد آهنین با فریب رونالدینیویی منفجر میشود
صحنهای که امشب در آسمان فلسطین اشغالی رقم خورد، نهتنها سامانههای دفاعی را ناکارآمد نشان داد، بلکه اعتبار نظامی اسرائیل را با خاک یکسان کرد. اشتباه در شلیک، سقوط موشک بر مواضع خودی، و بعد هم حملهی بیامان رسانهها با لبخند رونالدینیو؛ ترکیبی از جنگ سخت، نیمهسخت و نرم در اوج هماهنگی.
ققنوس خبرنگار؛ شعله غیرت ایران بر خرابههای صهیونیسم
در اوج آتش و انفجار، بانوی ایرانی، چون ققنوس، از میان خاکستر برخاست و جهان را به تماشای ایمان و غیرت ملت ایران نشاند. دشمن دید که صدای انقلاب خاموششدنی نیست؛ حتی اگر همه بمبهایش را شلیک کند.
کفن خاکی حاجیزاده؛ لباس احرام انقلابی ایرانیان در پاسداری و طواف حرم وطن
کفن خاکی حاجیزاده، لباس احرامی است که بر تن هر انقلابی مینشیند تا در طواف بیپایان حرم وطن، پرچم ایستادگی و عزت را برافرازد. این لباس، گواه عهدی است مقدس که نسل به نسل تا همیشه ادامه خواهد یافت؛ عهدی که دشمنان را به زانو درآورده و حریم ایران را پاس میدارد. بوسه بر این لباس، بوسه بر خون پاک شهیدان و پیمانی است برای ادامه راه قهرمانانی چون حاجیزاده.
میدان و مذاکره یکی شدند؛ زمان یکجانبهگرایی تمام شد
در «وعده صادق ۳»، ایران نهتنها به تهدید پاسخ داد، بلکه معادله قدرت را از نو نوشت. موشکها از میدان برخاستند، و در اتاقهای دیپلماسی نیز صدای فروپاشی هیمنه دشمن طنین انداخت. لغو رسمی مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا توسط عمان، تیر خلاص جمهوری اسلامی به پروژه فریب و مهار بود. آمریکا تحقیر شد؛ اینبار هم با آتش، هم با سیاست.
اسرائیل کودککشی را غنیسازی کرد؛ آمریکا آن را رسانهای زدایی کرد
در جهانی که دوربینها دروغ میگویند و هشتگها سفارشی پخش میشوند، اسرائیل بیهزینه کودک میکُشد؛ چراکه آمریکا کودککشی را از خبر به فراموشی هل میدهد. این شراکت، فقط در تأمین سلاح نیست؛ در پاکسازی افکار عمومی هم هست.
وقتی خرمشهر دوباره پس گرفته شد، اینبار از آسمان
تهاجم آغاز شد، سیستم پدافندی مختل شد، خرمشهری دیگر در آستانه سقوط بود. اما در چند ساعت، ایران با دستانی پر از تجربه و تصمیمی راسخ، همهچیز را بازپس گرفت. این عملیات، تنها یک پاسخ نبود؛ بازگشت غرور ملی بود.
برخیزید! که عهد خون تازه شد
وقتی شب جمعه از راه میرسد و زمین هنوز از داغ حاج قاسم میسوزد، نام دیگری در کنار شهدای آسمانی جا خوش میکند: شهید سلامی. او رفت، همانگونه که میخواست؛ در سکوت شب، با لبخندی بر لب، و دلی مطمئن به وعدهگاه سیدالشهدا. و غدیر، اینبار نه به رنگ جشن، که با پرچم سرخ شهادت آغاز شد.
در نشست با فعالان هنری با رئیس جمهور ؛ وقتی تریبون به جوان ملکشاهی نرسید، نامهاش صدای فرهنگ شد
در جریان نشست نخبگان، فرهیختگان و فعالان فرهنگی استان ایلام با رئیسجمهور، جوانی هنرمند از شهرستان ملکشاهی که موفق به دریافت تریبون نشد، صدای خاموش فرهنگ بومی را با قلمش فریاد زد. او در نامهای صریح و صمیمی، دغدغههای خود درباره نبود زیرساخت فرهنگی، کمتوجهی به زبان مادری و چالشهای اجرای برنامههای هنری را خطاب به رئیسجمهور نگاشت؛ نامهای که حالا میتواند زبان گویای بسیاری از جوانان بیصدا در مناطق محروم فرهنگی باشد.
«زبان قلهها، صدای مردم؛ نطق حماسی عباس نصرالهی در برابر رئیسجمهور برای ایلامی دیگر»
در میانه سفر استانی رئیسجمهور به ایلام، صدایی برخاست که پژواک آن از کوههای قلاقیران تا صحن هیئت دولت رسید. عباس نصرالهی، فعال حوزه گردشگری، در نطقی صریح و پرشور، با زبانی از جنس مردم و قلهها، تصویری روشن از ظرفیتهای فراموششدۀ ایلام ترسیم کرد؛ از لزوم تأسیس موزه باستانشناسی گرفته تا بازتعریف مرز مهران بهعنوان شاهراه دیپلماسی زائرمحور. سخنانی که نهتنها در دل مردم نشست، بلکه نگاه رئیسجمهور را نیز به خود معطوف کرد.
گزارش عملکرد استاندار ایلام به رئیسجمهور؛ دکتر کرمی و تجربهای متفاوت از مدیریت بومی
در آستانه سفر دکتر پزشکیان به ایلام، گزارشی از عملکرد دکتر احمد کرمی، نخستین استاندار بومی این استان در دهه اخیر، پیش روی رئیسجمهور قرار گرفته است. گزارشی که نه فقط بیانگر اقدامات اجرایی، بلکه بازتابی از یک تغییر رویکرد در حکمرانی محلی است؛ از تقویت دیپلماسی اقتصادی تا سازماندهی ظرفیت نخبگان و جوانان در مدیریت کلان استان.



















